اون شرطبندی معروف
یادته اوایل صحبتمون شرطبندی کردیم و من ۷ دست بردممم؟ 😭😂
اینجا قراره جای خالیِ یک داستان پر بشه؛ داستانی دربارهی [اسم]، خاطراتی که ساخته، آدمهایی که کنارش بودن و چیزهایی که هنوز نگفتهایم.
اینجا معرفی خودِ شخص قرار میگیرد. چند خط دربارهی اینکه کیه، چه چیزهایی دوست داره، چه اخلاقهایی داره و چرا این تولد برای شما مهمه.
خب حالا برسیم به قسمت اصلی. یه عالمه خاطره داریم که بعضیاشون شاید یادت باشه، بعضیاشونم احتمالاً نه. ولی همهشون یه دلیلی دارن که هنوز اینجان.
یادته اوایل صحبتمون شرطبندی کردیم و من ۷ دست بردممم؟ 😭😂
اون روزی که بهت پیام دادم که بهت بگم ازت خوشم میاد، و تو همون موقع بیمارستان بودی :))
اولین تماس تصویریمون که جفتمون کلی خجالت میکشیدیم. من قربونت میرفتم و تو از شدت خجالت هی تصویرتو محو میکردی 😭😂
لقب «نعنا» رو بهم دادی چون از بوی شوید خوشت نمیاد و گفتی فقط خودت نعنا صدام میکنی :)
و خب از اون موقع شد یکی از اون چیزایی که فقط بین خودمونه.
این یکی شاید دقیقاً یه خاطره نباشه، ولی یکی از چیزاییه که هیچوقت یادم نمیره؛ جاهایی که من خطا کردم و تو بهجای رفتن موندی، و باهم سعی کردیم اشتباهامو درست کنیم.
اون لحظهای که مامانم گفت «چرا ستایش صحبت نمیکنه؟» ولی تو پشت خط بودی...
فکر کنم جفتمون همون لحظه ریدیم 😭😂
حالا یه کم مدرک هم داریم 😂 اینجا قراره عکسایی بیان که هر کدومشون یه داستان پشت خودشون دارن. فقط عکس نیستن؛ هر کدوم یه تیکه از یه خاطرهان.
چندتا فایل داریم که فعلاً قفلن. نه به خاطر اینکه چیز عجیبی توشونه؛ فقط چون بعضی چیزا رو باید بذاریم برای وقتی که رسیدی بهشون.
P4SHA.exe
P4SHA_18.12
ONE LAST QUESTION
خب... رسیدیم به اون قسمتی که دیگه نمیشه با چندتا جملهی کوتاه جمعش کرد.
شاید یه سری چیزا رو هیچوقت درست بهت نگفته باشیم. نه اینکه نخواسته باشیم؛ فقط بعضی حرفا وقتی بخوای با صدای بلند بگیشون، سختتر میشن.
اینجا بعداً خاطرهها و جزئیات واقعی خودمون رو میذاریم؛ چیزایی که باعث میشن این متن فقط یه تبریک تولد معمولی نباشه.
و آخرش فقط میخوام بدونی که بودنِ تو توی زندگی ما، چیزی نیست که ساده از کنارش رد بشیم.
[ اسم آهنگ ]
این آهنگ رو برای یه دلیل خاص گذاشتیم. فعلاً اسمش رو اینجا میذاریم و بعداً داستان انتخابش رو هم مینویسیم.